|
... ببین چه می گوید نبین |
|
با عرض تسلیت ایام فاطمیه ( سلام الله علیها ) و رحلت امام خمینی ( ره )
از هر کس نقلی کوتاه : بعد از گذشت دورانی
یافته بودم کسی را که که می خواستم کسی که دوستش بدارم و برایش زندگی کنم در
افکارم بود روزی خواهم دزدید او را نه برای اینکه گروگانم باشد بلکه در خانه دل
شاهم باشد و به دورش می گشتم ولی روزگار چرخید و چرخید ... فکر اینکه با او صمیمی
شوم در سرم نبود با او بودن لحظاتی بود که او می آمد بهر خندیدن و شاد بودن که با
هم بخندیم و شاد باشیم بیشتر در مواقع رفاه کنار هم بودیم اما از حال هم با خبر و
روزگار چرخید و چرخید ... در روزگاران اولی بودم
که خواسته شدم ز برای کسی باشم ، من نمی خواستم اما انگار باید تن می دادم و دادم
تا پلی باشم ز برای دیگری اما نخواستن من به خواستن تبدیل شد ، بودنم در کنارش شیرین
تر و دلچسب تر شد و دیگر پلی برای گذر کسی نبودم و خود به راه افتاده بودم و
روزگار چرخید و چرخید ... دگر از فکرش بیرون آمده
بودم یعنی بگذارید بهتر بگویم دگر امید به پیوستن به هم نداشتم و دیگر نمی خواستم
. نمی دانم چرا ؟ ولی شد او آمد سمت من او خواست و شکل گرفت بنده مسرور از نخواستنی
که خواسته گشته بود ولی روزگار چرخید و چرخید ... و اکنون حرفی نا بجا ،
شاید نمی خواست این چونین باشد اما دگر حرف از دهان خارج گشته بود و دل ... ! شاید هم می خواست و
ناراحت ز گفته ی خویش نبود ؟ در هر حال فکر میکنم علت این سخن بیجا تنها بازی اعداد
است ! آری ارقام حاکم بر روزگاران گشته اند چیزی که دیر فهمیدم اما از فهمیدنش
مسرورم : زندگی بازیچه ی ارقام است ! راستی 1 سربه پیوند چهارمم بزنید ( خط خطی مهدی) یک نوشته ازدکتر شریعتی واقعا خوندن داره
رفاقت شده اینجا یه
سراب پوچ ! این حرف من نیست ،
البته حرف عجیبی هم نیست ، به این خاطر میگم حرف من نیست چون خدا رو شکر و بارها و
بارها شکر رفقایی دارم که واقعا اگر بخواهم بگویم خوب نیستند نا شکری بزرگی کردم . حرف من اینجا اینه چرا
باید حسادت ، خود بزرگ بینی یا همون برتر دیدن خود نسبت به دیگران بین ما بچه
مسلمون ها رواج داشته باشه . درسته من خودم خیلی بدم
اما با خوبی رفقا این مودت و دوستی پایدار مونده مگه غیر از اینه که چند باری تو
می بخشی و چند باری هم نفر مقابل ، بیایم کدورت ها ، حسادت ها ، بد بینی ها و ... همه
ی اینها رو کنار بگذاریم و به اطرافیانمون با یه دید دیگه نگاه کنیم . مگه غیر از اینه که
دوست و دوستی توی دین ما سفارش شده . دوستی اصلا یعنی چی ؟ مگه غیر از اینه که اگر
بدی در فرد میبینی بیان کنی مگر به این معنی نیست که اگر خوبی دیدی جبران کنی ،
اگر نیاز به کمک داره کمکش کنی البته نه اینکه هر موقع مناسب بود به خاطر جاه و
مقام توی دل اهل دنیا خودتو بندازی وسط ، که فلانی کمکی از دست من بر میاد ، فلانی
چی شده ناراحتی ؟ فلانی ... و بعدش اون به خیر و ما به سلامت انگار نه انگار
خودمون بودیم که گفتیم فلانی کمکی نمی خواهی ؟ دوستی خیلی زیباست و
زیباتر رفاقت و برادری ، بیایم چشم از اینکه فلانی آیا داره در حق من خوبی می کنه
که من بهش خوبی کنم برداریم و همه به هم خوبی کنیم ... ! تو نیکی می کن و در دجله انداز که ایزد در بیابانت دهد باز |
اللهم صل علی محمد و آل محمد و عجل فرجهم
پست الکترونيک آرشيو وبلاگ
تیر 1387 خرداد 1387 اردیبهشت 1387 فروردین 1387 اسفند 1386 بهمن 1386 دی 1386 آذر 1386 آبان 1386 مهر 1386 شهریور 1386 مرداد 1386 تیر 1386 خرداد 1386 فروردین 1386
محمد جواد
جواد ... علیرضا پایگاه آیت الله العظمی بهجت حفظه الله خط خطی مهدی دخیل مهریار گمنام منتظر ( ... ) عرفان آسمون ممد رضا آرش
monesam khoda
پشتيباني
|